خنده بازار
جمعه هجدهم مهر 139320:8
گفتم یه چند تا چیز میز خنده دار بذارم روحیمون شاد شه!

برای خوندنش برین ادامه

بیلی پایپر و دنیل ردکلیف
چهارشنبه شانزدهم مهر 139316:26
 

سلام .پرسیده بودم که این دو تا برای چی عکس انداختن و هیچ کس هیچ ایده ای نداشت اما خودم امروز کشف کردم چرا!

البته این عکس قدمی هستش مال 2006 هه!خوب مثل این که تو اون سال بیلی پایپر نامزد یه جایزه ای شده بود که دنیل ردکلیف اون جایزه رو به بیلی می ده.

قهرمانی والیبال
چهارشنبه شانزدهم مهر 139316:20
سلام بچه ها.چه خبرا؟مدرسه ها و دانشگاه ها و....(نمی دونم دیگه حالا هر کار دیگه ای که دارین)خوب پیش می ره؟

این دو هفته ای که نبودم تو والیبال مقام اوردیم و اول شدیم که خیلی خوش حالم کرد!

امیدوارم که همیشه اول باشیم.

اینم یه عکس از استقبال مردم از ورزشکارا :

عکس هایی از عشاق شگفت انگیز
شنبه دوازدهم مهر 139320:12

«پیرمردی همسرش رو با "عزیزم" و "جونم" و "عشقم" صدا می‌زد. بهش گفتن حاج‌آقا دمت گرم بعد از پنجاه سال زندگی هنوزم همسرت رو اینجوری صدا می‌زنی. پیرمرد گفت: هیسسس؛ صداشو درنیار، دو ساله اسمشو یادم رفته، اگه بفهمه بیچاره می‌شم!»

این یک شوخی است؛ شوخی با زوج‌هایی که سال‌هاست با هم زندگی می‌کنند و شاید بعد از یک عمر زندگی مشترک، چالش‌هایی را در برابر خود ببینند: فراموشی و یکنواختی و غرق شدن در روزمرگی و ... .

می‌گویند "دود از کُنده بلند می‌شود". در بحبوبه اخبار افزایش نرخ طلاق و کاهش نرخ ازدواج دیدن زوج‌هایی که پنجاه سال است باهم زندگی می‌کنند، دلگرم‌کننده است.

اما حالا زوج‌هایی در برابر دیدگانمان ایستاده‌اند که گذر عمر گویا تنها بر روی پوست و گوشت و استخوانشان تأثیر گذاشته ولی قلبشان همچون دوره جوانی می‌تپد؛ محکم و منظم. وقتی نگاهشان می‌کنی انگار دوران خوش نامزدی‌شان را برایت به نمایش گذاشته‌اند، انگار این «روز» و «سال» نیست که بر آنها حکم می‌راند بلکه «عشق»، حکمران آنهاست؛ یا اصلاً چرا حکمرانی؟ بهتر اینست که بگویم «عشق» زمزمه هر روزشان است.

بعضی‌هایشان طوری از قاب دوربین نگاهت می‌کنند که انگار اگر بگویی و بخواهند، می‌توانند بدوند و بپرند و هنوز مثل شیطنت‌های دوره نامزدی، جوانی کنند. عکاس‌باشی که طلب «ژست» می‌کند، طوری همدیگر را بغل می‌کنند و به سوی لنز لبخند می‌زنند که انگار شیرینی اولین بوسه را مزه مزه می‌کنند و هنوز چشمانشان از اولین نگاه عاشقانه برق می‌زند.

(عکسها از حاشیه مراسم تقدیر از بازنشستگان شهرداری تهران می باشد که همزمان با روز جهانی سالمندان برگزار شد)

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب برین


دیدنی
خنده بازار مدرسه و چند تا اس ام اس و عکس پاییزی
دوشنبه سی و یکم شهریور 139316:34

برای خوندنش به ادامه مطلب برین.


مناسبتی
جملات زیبا و اموزنده ی فیثاغورث
یکشنبه سی ام شهریور 139314:54

سلام.

گفتم حالا که فقط امروز و فردا به باز شدن مدارس مونده به جای غر زدن به مناسبت باز شدن مدارس یه چند تا جمله ی جالب از اقای فیثاغورث که خیلی از ما اونو با عنوان هایی مثل فیث و فیثا می شناسیم بذارم.

برای خوندن جملات به ادامه مطلب برین.


مناسبتی
دو روز دیگه
یکشنبه سی ام شهریور 139314:38
فقط دو روز دیگه مونده که مدرسه باز بشه...

امیدوارم عین ادمای نرمال این جوری با مدرسه کنار بیام:

اما مثل همیشه می دونم این اتفاق می افته:

اخه واقعا چرا؟؟؟
شنبه بیست و دوم شهریور 139315:16
امروز رفتم کتابای سال دوم رو گرفتم که متوجه شدم یه درس وحشتناک به اسم استان شناسی به کتابامون اضافه شده و قیافه منم این طوری شد:

اخه واقعا چرا؟

پرسیدم جریان استان شناسی چیه گفتن یه طرح آزمایشی هستش که تازه امسال گذاشتن!خوب اینا می خوان ازمایش کنن ما چه گناهی کردیم باید این همه درس بخونیم!!عجب بدبختی ای گیر کردیما.

تازه امسال به غیر از این درس مزخرف دو کتاب چرت دیگه هم باید پاس کنیم:امادگی دفاعی و جغرافی

یعنی اصلا...

فقط امیدوارم که به خیر بگذره.

تابستان 93 چگونه گذشت!
دوشنبه هفدهم شهریور 139317:34
سلام به همه دوستان عزیز .فقط دو هفته مونده که تابستون تموم بشه و من فکر کنم در کل تابستون فقط دو  بار اپ  کردم.

امروز تصمیم گرفتم که اپ کنم ولی مطلب جالبی به ذهنم نمی رسید که بذارم

برای همین تصمیم گرفتم درباره ی کار های مفیدی که تو تابستون کردم مطلب بذارم!!

اولین کار مفیدم این بود که چند تا نقاشی کشیدم!

اینم نقاشی های من:

این سه تا رو با مداد رنگی کشیدم:

اینم دو تا تابلوی رنگ روغن که دو ماه درگیرشون بودم!

اینم کار دستی زیستم بود (مدرسه خل ما در تابستون برامون کلاس گذاشته بود!)

کار مفید دومم این بود که رو گوشیم اینستاگرام ریختم!خلاصه این که رفتم عکسای دوستام رو لایک کردم!

کار مفید سومم این که دو تا رمان خوندم:

کار مفید چهارمم این بود که گرفتم سه قسمت از فصل جدید سریال مورد علاقم دکتر هو رو دانلود کردم:

خوب اینا کار های به ظاهر مفیدی بودن که من تو تابستون کردم.البته یه چند تا کار دیگه هم کردم مثلا یه چند تا سریال دیدم و مسافرت کردم و...

حالا شما هم تو نظرات بنویسین چه کارایی تو تابستون کردین

 

 

 

magic restaurant cafe
پنجشنبه سی ام مرداد 139317:12
سلام بچه ها چه خبرا؟

برای کار کلاس زبان معلممون بهمون گفت که در باره ی رستوران های عجیب و غریب تحقیق کنیم منم یه رستوران عجیب غریب پیدا کردم که اسمش magic restaurant cafe بودش ...

به نظرم جالب اومد که تو وب بذارم شما هم بخونین واسه خوندنش برین ادامه مطلب.